مجموعه جهانی تخت سلیمان با آثاری پررمز و راز دارای عجایب سحرآمیزی از زادگاه زرتشت بوده که بازدید از آن پنج دوره تاریخ تمدن بشری و ایرانی را به علاقمندان معرفی می‌کند.
این مجموعه تاریخی کم نظیر و آثار باستانی آن یکی از مهم‌ترین و مشهورترین مراکز تاریخ و تمدن کشور ایران است، این آثار تاریخی که در کوهستان‌های غرب کشور و در محل بسیار مصفا و خوش آب و هوای تکاب قرار گرفته، در زمان‌های قدیم دارای موقعیت سوق الجیشی حساس بوده است.
بقایای مجموعه بر روی جبهه ای از سنگ در ۴۸ کیلومتری شمال شرق تکاب قرار گرفته و در میان انبوهی از آثار طبیعی و مصنوعی مانند دریاچه‌ها، آبگرم‌ها، قبور کهنسال و ابنیه تاریخی دیگر احاطه شده است.

رمز و رازهایی ناشناخته در قلب یک محوطه باستانی

در ۴۵ کیلومتری شمال شرقی شهر تکاب محوطه ای باستانی قرار دارد که از ۱۶۰۰ سال پیش میزبان سازه هایی مقدس در میان حصارهای خود بوده است. بهرام پنجم ساسانی این محوطه را همچون یک شهر بنا نهاد و ۷۰ سال پس از وی، قباد اول به گسترش بناهای آن پرداخت تا اینکه در زمان خسرو انوشیروان ساسانی به اوج عظمت خود رسید. 

کشف نشانه ها و بقایای حضور انسان از هزاره اول قبل از میلاد تا قرن ۱۱ هجری قمری در این وسعت ۱۲ هکتاری رمز و رازهای شهر را برای کارشناسان آشکار ساخته است. انسان ها برای روزگاری طولانی از این مجموعه به عنوان سکونتگاه برای خود استفاده می کردند و باورهای مذهبی درباره ی آن، نشان از اهمیت شهر در طول تاریخ دارد.

تخت سلیمان به باور بسیاری، محل تولد زرتشت به حساب می آمده و احداث آتشکده آذرگشنسب در این محوطه به عنوان مهم ترین معبد مورد احترام ایرانیان زرتشتی در زمان ساسانیان می تواند مهر تاییدی برای این باور باشد.  این آتشکده در حیات سیاسی- اجتماعی ساسانیان نقش مهمی داشت و شعله های آتش جاویدان آن به مدت هفت قرن خاموش نشد تا به عنوان نماد اقتدار آئین زرتشت محسوب شود.

از سوی دیگر افرادی معتقدند که این شهر محل نگهداری جام مقدس حضرت مسیح بوده است که در آخرین شامگاه حیاتش از آن می نوشد. این جام، به جام گرال شهرت دارد اما هنوز اثری از آن در تخت سلیمان دیده نشده است.

باوری عامیانه نیز این شهر را محل سکونت سلیمان نبی می داند و به این موضوع اشاره دارد که نیروهایی فرازمینی به دستور حضرت سلیمان سازه هایی عظیم را در آنجا بنا نهاده اند که انسان از عهده ی ایجاد آنها بر نمی آید.

به جر بقایای زندگی شهری و آثار به جا مانده از انسان ها، سازه های باقیمانده در این محوطه شامل حصار محیطی، دروازه های ساسانی و ایلخانی، آتشکده آذر گشنسب، معبد آناهیتا و ایوان غربی معروف به ایوان خسرو می باشند که در مطلبی جداگانه به طور مفصل به آنها خواهیم پرداخت.

این مجموعه در سال ۱۳۱۶ با شماره ۳۱۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. همچنین نام این اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز به چشم می خورد.

در مرکز محوطه ی باستانی تخت سلیمان دریاچه ای وجود دارد که همچون قلب تپنده ی این مجموعه و به عنوان یکی از عوامل اصلی استقرار شهر در دوره‌های مختلف تاریخی به شمار می رود. این دریاچه همواره در مباحث زمین‌شناسی، باستان‌شناسی، اسطوره‌ای و مذهبی مورد مطالعه ی کارشناسان بوده و گمانه زنی هایی در رابطه با آن صورت گرفته است و امروز توجه ما را به سوی خود جلب می کند..

شهری پر از گنج در اعماق دریاچه

افسانه های این دریاچه ی پر رمز و راز یکی دوتا نیستند. داستان های زیادی در بسیاری محافل بر سر زبان هاست که این پدیده را بسیار پیچیده تر از یک دریاچه ی معمولی نشان می دهد. مشهورترین افسانه وجود گنج های بیشمار در اعماق دریاچه است. گنج هایی با ارزش بی پایان که در طول تاریخ به دریاچه انداخته شده و پنهان شده اند. داستان هایی که بسیاری را به سوی این دریاچه کشانده است اما باید توجه داشت که دسترسی به گنجی این چنینی چندان بی خطر به نظر نمی رسد.

این شهر افسانه ای در زیر دریاچه، اشیاء بسیاری را در خود جای داده است که نشانه هایی از آنها وجود دارد. جالب است بدانید در هیچ یک از ادوار تاریخی نشانی از پیدا شدن این گنجینه ها وجود ندارد و با توجه به در دسترس نبودن عمق دریاچه و عدم جستجوی مناسب می توان انتظار داشت که هنوز هم بتوان نشانی از آن پیدا کرد.

۱- گنجینه کوروش کبیر

شاید دورترین واقعه ی تاریخی که اشاره به وجود اشیاء قیمتی در دریاچه دارد مربوط به دوران کورش کبیر پادشاه هخامنشی باشد. گفته می شود که در سال ۵۴۷ قبل از میلاد، این پادشاه مقتدر پس از غلبه بر پادشاه لیدیه به نام کروسوس، وی را به ایران آورد و در محلی به نام بارن در نزدیکی همدان امروزی سکنی داد.

کروسوس پادشاهی غنی به شمار می آمد که هنوز هم در تاریخ جهان به ثروتمند بودن مشهور است و ساکنان اروپا، اشخاص بسیار غنی و ثروتمند را به کروسوس تشبیه می کنند. او اولین پادشاهی بود که ضرب سکه را رواج داد و اموال بسیاری را برای خود اندوخت. به هنگام آوردن وی به ایران، کوروش خزانه اشیاء قیمتی او گرفت و به عنوان نذر در آب دریاچه مقدس تخت سلیمان انداخت.

۲- گنجینه اشکانی

در اسناد تاریخی روایات و گفته هایی در مورد جنگ های بین امپراتوری روم و پادشاهی اشکانی وجود دارد. یکی از این گفته ها که در تاریخ روم، مصر و جهان با عنوان داستان تاریخی کلئوپاترا و آنتونی شناخته می شود قصه ی جالبی را روایت می کند. در این داستان آمده است که سردار رومی به نام آنتونیو، در سال ۳۶ قبل از میلاد قلعه تخت سلیمان که در آن زمان، گنزک خوانده می شد را محاصره نمود. در میان این محاصره و کشمکش هایی که در طول آن به وجود آمد، نگهبانان آتشکده مقدس، در زمان احساس خطر و وجود امکان سقوط قلعه اشیاء قیمتی موجود در آتشکده و معبد را به داخل دریاچه می انداختند تا هم کسی به آنها دسترسی نداشته باشد و هم نذری برای حفظ آنها از دشمن به شمار آید.

۳- گنجینه ساسانی

خسرو پرویز پادشاه ساسانی با هراکلیوس پادشاه روم همواره در جنگ بود. نیروهای روم شرقی پس از کشمکش ها و جنگ های بسیار توانستند قلعه تخت سلیمان را در ۶۲۴ میلادی تصرف کنند. پیش از تصرف کامل تخت سلیمان، نذورات و گنج های موجود در آتشکده، توسط موبدان به دریاچه ریخته شد تا دشمن به آنها دسترسی پیدا نکند.

موبدان زرتشتی معتقدند این دریاچه متعلق به الهه آب ها به نام ناهید یا آناهیتا می باشد و ریختن اشیاء نذری به داخل آن کاری مرسوم بوده است. این کار به منظور حفظ این اشیاء به وسیله صاحب آن و امری جایز تلقی می شد.

با وقوع جنگ های ایرانیان و اعراب در صدر اسلام و اشغال ایران، نیروهای خلیفه دوم توانستند قلعه را محاصره کنند. در آن زمان نیز بعید نیست که گنج ها و نذوراتی را به دریاچه ریخته باشند.

۴- انگشتر سلیمان نبی

بحث برانگیز ترین گنجی که ممکن است در کف دریاچه وجود داشته باشد انگشتر حضرت سلیمان می باشد. براساس باورهایی عامیانه، کل مجموعه ی تخت سلیمان توسط نیروهایی ماورایی ساخته شده است که از حضرت سلیمان فرمان می بردند. وی انگشتری در دست داشت که تمام قدرت خود را از آن می گرفت. داستانی وجود دارد که می گوید شیطان توانست به انگشتر دست پیدا کند و آن را به درون دریاچه بیاندازد تا بتواند بر تخت سلیمان تکیه زند. پس از این واقعه شیطان با ظاهر سلیمان بر تخت نشست و فرمانروایی کرد. برخی بر این باورند که سلیمان نبی هرگز به این انگشتر دست پیدا نکرد اما تعابیر دیگری در این میان آورده شده است که می گوید سلیمان توانست انگشتر را از شکم یک ماهی که آن را خورده بود بیرون آورد و شیطان را شکست دهد.

اروپایی ها در جستجوی گنج در تخت سلیمان

شنیدن اسم گنج و گنجینه ای با ارزش که از قلب تاریخ به جا مانده است بسیاری را وسوسه می کند تا تن به آب بزنند و به سراغ آن بروند اما این امر بسیار غیر ممکن به نظر می رسد.

تلاش هایی برای کشف این گنجینه و پاسخ به سوالاتی که وجود دارد، صورت گرفته است اما عمق زیاد دریاچه و رسوبات آن مانعی مهم برای کاوشگران محسوب می شود. گویی این گنجینه محافظانی بسیار قوی را برای خود دارد تا هیچ وقت به دست کسی نیفتد. حتی هیات های کاوش اروپایی نیز به سراغ دریاچه آمدند اما هیچ غواصی نتوانست بیش از ۳۱ متر به عمق دریاچه نفوذ کند. فشار آب داخل دریاچه و املاح غلیظ و سنگین آب موانع بزرگی برای این کار به حساب می آیند.

نخستین بار غواصان آلمانی وارد دریاچه شدند بر طبق مشاهدات آنها که بعدها منتشر گردید، گودالی در میان دریاچه دیده شد که ۱۱۲ متر عمق داشت. همچنین ۱۰ کانال آب در حاشیه دریاچه کشف گردید اما به دلیل رسوبات زیاد آب و محدودیت دید آنها موفق به کشف اثری خاص در اعماق آب نشدند.

ایرانی ها به دنبال گنجی در اعماق آب

چند سال پس از کاوش های غواصان آلمانی، ایرانی ها نیز تصمیم گرفتند وارد دریاچه شوند. غواصانی زیر نظر پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی تن به آب زدند و به اعماق دریاچه رفتند. آنان چنین گزارشی را از این دریاچه ارائه دادند:

با ورود به دریاچه متوجه رسوبات فراوان در آب آن شدیم. این رسوبات به حدی بود که در عمق ۳ متر، میدان دید تنها ۲ متر است. این میدان دید در اعماق پایین تر مثلا در ۱۵ متر کاملا از بین می رد و با وجود اینکه خورشید در بالای دریاچه می تابد ذرات معلق اجازه ی عبور نور را نمی دهند. چراغ قوه غواصی تنها امکان دیدن ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر را برایمان ممکن می کرد و ما تنها می توانستیم وسایل خود و چهره ی غواص دیگر را در کنار خود ببینیم.

بعد از طی ۳۷ متر به بستری رسیدیم که می توانستیم بر روی آن زانو بزنیم اما به محض زانوزدن ۳۰ تا ۴۰ سانتی متر در املاح زردرنگی که همه جا را پوشانده بود فرو رفتیم. بلند شدن این املاح وضعیت دید را بدتر کرد و تقریبا دیگر دیدی نداشتیم. مطمئنا این پایان راه ما و آخرین سطح دریاچه نبود بلکه تنها یک قسمت تاقچه ای درون آب بود چرا که با شیب تندی تا اعماق دریاچه ادامه می یافت.

ابعاد دریاچه که در سطح چیزی حدود ۸۵ در ۱۱۰ متر است ابعاد واقعی آن نیست. با پیش روی تا عمق ۳ متر دیواره ها شروع به باز شدن می کنند و پیش بینی می شود از ۳ تا ۱۰ متر ابعاد دریاچه به مرور افزایش پیدا می کند. شکا دریاچه همانند یک قیف سر و ته است که ابعاد آن در بالا کوچکتر از اعماق آن می باشد.

با اینکه در سطح آب ماهی های کوچک آکواریومی دیده می شد در عمق ۱۵ متری به بعد دیگر اثری از حیات نبود. در اعماق آب به دنبال گنجینه های تاریخی بودیم اما تمها زباله هایی را یافتیم که در طول تاریخ به این دریاچه انداخته شده اند. وانت یکی از آنها بود. همچنین واگن های هیات کاوشگر آلمانی که توسط محلی ها پس از رفتن کاوشگران به دریاچه ریخته شده بود نیز به چشم می خورد.

با وجود اینکه آلمانی ها ۱۰ کانال آب را در حاشیه یافتند اما ما فقط ۹ کانال را پیدا کردیم. میزان عمق در جنوب و غرب دریاچه ۳۵ و در وسط ۷۰ متر تخمین زده شد اما اثری از گودالی که آلمانی ها از وجود آن خبر دادند نیافتیم. متوجه شدیم که این دریاچه فاقد چشمه های آب گرم است. دمای آب که در ابتدای ورود به آب ۱۸ درجه بود در اعماق کمی سرد تر شد. دور تا دور دریاچه تراس های رسوبی را مشاهدی کردیم که محیط دریاچه را محدود می کرد.

 

باورهایی درباره ی دریاچه

برخی بر این باورند که حضرت سلیمان در این نقطه عصای خود را بر زمین می کوبد و در نتیجه ی آن چشمه ای جوشان پدید می آید. این چشمه ی جوشان در گذر زمان به دریاچه ی کنونی تبدیل شده است.

* عده ای می گویند که آب دریاچه در نتیجه ی دفن خاک مقدسی که به وسیله ی فرستاده ی یکی از پادشاهان ایران به نام هرمزد به این مکان آورده شده است جوشیده و به شکل امروزی درآمده است.

برخی باور به وجود سطحی گِلی در کف دریاچه‌ باور دارند. آنها معتقدند این گِل حاصل خاکستر آتشفشان یک کوه در این نزدیکی است و با ترکیب سحرآمیزش می تواند هر جنبنده‌ای را از روی سطح آب ببلعد و به قعر دریاچه ببرد.

آب دریاچه از نظر زرتشتیان مقدس بوده و الهه ی آب ها در آن می زیسته است. نقل است که بسیاری از مردم نذورات خود را به این دریاچه می سپردند و هدایایی را برای آن در نظر می گرفتند. برخی از موبدان زرتشتی معتقدند که هر هزار سال یک‌بار باید باکره‌ای در آن استحمام کند و با قدرت زرتشت از وی پسری متولد شود تا موبدِ موبدان باشد.

مرگ | ارمغان آب تخت سلیمان

در اطراف تخت سلیمان تابلوهای متعددی با مضمون ” شنا ممنوع “ دیده می شود و می تواند نشانگر این باشد که این دریاچه ی زیبا به همین ظاهر زیبا خلاصه نمی شود. در کنار این آرامش، تخت سلیمان تنها با مرگ از میهمانان کم تجربه اش پذیرایی می کند؛ میهمانانی که دلشان می خواهد تن به آب این دریاچه بسپارند اما خبر از خشم نهفته در درون آن ندارند. این دریاچه با بی رحمی هر جنبنده‌ای را که تن به آبش بزند، می‌بلعد و در اعماق خود فرو می برد. در کنار این دریاچه می توانید آرامگاه چندی از هموطنانمان را مشاهده کنید که به درون دریاچه رفته و هرگز بازنگشته اند. البته این دریاچه جسد یکی از آنها را برگرداند که در همانجا دفن شد.

بر اساس یک باور قدیمی که به آن اشاره شد سطح گِلیِ در کف دریاچه‌ که حاصل از خاکستر آتشفشان یک کوه هست می تواند هر موجودی را به کام مرگ بکشاند. در کنار این ویژگی وجود عناصری خاص در این آب، حیات در آن را غیر ممکن می کند و تنها ماهیان کوچکی در سطح آب وجود دارند.

شگفتی های دیگر دریاچه

به جز شهرِ پر از گنج که در قعر دریاچه مدفون شده است ساختار شگفت انگیز این پدیده ی طبیعی نیز بسیار قابل تامل می باشد. دریاچه فیروزه‌ ای رنگ تخت سلیمان در واقع یک چشمه ی جوشان ( چشمه آرتزین ) است که آب خود را از اعماق زمین تامین می کند. طول و عرض دریاچه به ترتیب ۱۱۰ و ۸۰ متر می باشد و به صورت یک بیضی نامنظم شکل گرفته است.

۱- عمق دریاچه

اندازه گیری عمق دقیق دریاچه هنوز میسر نشده اما میزان آن در قسمت لبه بین ۴۰ تا ۴۵ متر و گاهی ۵۰ متر متغیر است. این مقدار پس از ۱۰ تا ۱۵ متر پیشروی با یک شیب ۴۵ تا  ۷۰ درجه به ۷۰ تا ۷۵ متر و در قسمتهایی به ۸۰ تا ۸۵ متر می رسد.

در شمال‌شرقی دریاچه نقطه ای وجود دارد که تخمین زده می شود حدود ۱۱۲ متر عمق داشته باشد. محل جوشش آب، عمیق ترین محل دریاچه است که به صورت دایره ای به قطر ۲ متر وجود دارد و آب دریاچه در خلاف جهت عقربه ساعت از آن به بیرون می ریزد.

۲- ویژگی های آب دریاچه

آب دریاچه از چشمه ای در کف آن تامین می شود. در ابتدا این آب دمایی برابر ۴۰ درجه دارد اما با رسیدن به سطح این عدد به حدود نصف و ۲۱ درجه می رسد. این میزان حرارت در کلیه ی فصول سال حتی در روزهای خنک و پر باد تغییری نمی کند و دمای ثابتی دارد.

نوشیدن آب دریاچه ممکن نیست. وجود درصد بالایی از یون عناصر سخت همچون منیزیم، پتاسیم، هیدروسولفید، سدیم، سولفات، کلر و کلسیم در جدول درجه‌بندی سختی عناصر، بالاتر از آب آشامیدنی نرمال قرار می‌گیرد و نوشیدن آن منجر به بروز ناراحتی در معده و روده می گردد. به دلیل وجود همین عناصر در سطح آب یا داخل اعماق آن اثری از حیات موجودات دیده نمی شود.

آب سرریز دریاچه توسط دو جوی در شمال و جنوب از محوطه خارج و به سوی زمین‌های زراعی هدایت می شود. میزان آب دهی چشمه ی جوشان در سال ۱۹۵۹ میلادی توسط گروه باستان‌شناسی آلمانی اندازه گیری و در حدود ۹۰ تا ۱۰۰ لیتر در ثانیه تخمین زده شد. جوی جنوبی ۵۶ لیتر و جوی شمالی ۴۴ لیتر از آب را در ثانیه منتقل می کند.

نامگذاری دریاچه

این دریاچه و مجموعه بناهای اطرافش به تخت سلیمان شهرت دارند. این نام تقریبا نامی جدید به شمار می رود و این محوطه در طول تاریخ به نام های دیگری خوانده می شده است. گنزک یا کنزک، گنجک، گنزه، جیس، جنزه، گنجه، گزن و گنگ از جمله نام های این مجموعه بوده اند. این مجموعه باستانی به ارمنی گنزکا یا کادزا، به سریانی گنذزک یا گنژگ، به یونانی گنزکا، گادزاکا و گادزا، به عربی جزن، جزنق و شیز، در شاهنامه چیچست، در اوستا چئچست و به مغولی ستوریق خوانده می شده است.

با وجود تمام نام های متفاوتی که بر این شهر گذاشته اند امروزه تنها نام تخت سلیمان باقی مانده است و همه آن را به این نام می شناسند. دلیل این کار می تواند باور به زیستن حضرت سلیمان و ساخته شدن این مکان توسط وی باشد اما دلیل محتمل تر این است که در زمان حمله ی اعراب به منظور جلوگیری از تخریب این مجموعه که مجموعه ای مرتبط به دین زرتشت بود این نام را بر آن نهاده اند. همان گونه که در تاریخ آمده است در زمان حمله ی اعراب آنها سازه های مرتبط به ادیان دیگر را از بین می بردند.

 

استان: آذربایجان غربی
موقعیت جغرافیایی:  عرض: 36.6047024 و طول 47.2348457
آموزش مشاهده موقعیت جغرافیایی در اپلیکیشن ایران آفلاین

منبع:  karnaval.ir و beytoote.com

One thought on “دریاچه تخت سلیمان

  • نرگس

    بنظرم خیلی جالب میاد ترغیب شدم حتما ببینمش و اینکه داستان های محلی شو بشنوم 😃

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *